تو و من

موضوعات مختلف

تو و من

موضوعات مختلف

رؤیای محقق شده انوشه انصاری

 ایرانیان ساعت 4:43 بامداد جمعه 7 مهر 1385 را هیچگاه از یاد نخواهند برد. در این ساعت فضاپیمای سایوز TMA-8 با سه سرنشین خود به آرامی!! در شمال قزاقستان فرود آمد. انوشه انصاری به همراه دو فضانورد روس و آمریکایی که 6 ماه گذشته را در ایستگاه بین‌المللی فضایی سپری کرده بودند پیش از نیمه شب از دوستان خود میشا تورین و مایکل لوپز آلگریا و فضانورد آژانس فضایی اروپا که باید 6 ماه آینده را در فضا سپری کنند خداحافظی کردند. میشا تورین در این مراسم گفت ما همه از فرهنگهای گوناگون، با طرز فکر مختلف و با ملیتهای گوناگون اینجا جمع شده‌ایم و با هم کار و زندگی می‌کنیم و وجودمان به دیگری بسته است پس ای کاش آنگونه که انوشه می‌گوید در زمین هم همین الگو را دنبال کنیم. وی سپس نشان مأموریت خود به همراه عروسک خرس کوچکی که در هنگام پرتاب مقابل سفینه آویزان کرده بود را به پاس تلاشهای انوشه انصاری در گسترش درک انسان از زندگی در فضا به او اهدا کرد.

انوشه انصاری اینک ثابت کرده بود که یک توریست نیست. مجموعه‌ای از آزمون‌های پزشکی، تهیه مستند، ارتباطهای رادیویی ترویجی و نوشتن وبلاگی که بیش از 10 میلیون نفر را مستقیماً با جزئیات زندگی در فضا آشنا کرده است کاری فراتر از حتی یک مأموریت 10 روزه تعریف شده بود که انوشه با سربلندی آن را به اتمام رساند.

انوشه پیش از پرواز اعتقاداتش را در سه جمله بیان کرده بود تجسم کن، الهام ببخش و دگرگون کن ! او اینک همه این کارها را انجام داده است. زندگی پیگیر او و تلاش‌های شبانه‌روزیش برای تحقق رؤیاهایش اینک الهام بخش بسیاری از مردم جهان شده است. او بنا بر اذعان سازمان‌های فضایی رسمی توانسته است به تغییر دید مردم جهان نسبت به زندگی و اهمیت تحقیقات فضایی کمک کند و در صدر پیشرفتهای فضایی غیر دولتی جهان قرار گیرد. انوشه بدون احساس نیاز به برجسته کردن فعالیتهایی که برای دگرگون کردن زندگی مردم جهان در بنیادهایی نظیر آشوکا انجام می‌دهد و بدون توجه به سخن برخی یاوه‌گویانی که چون نمی‌توانند افق دورتری ببینند همه فعالیتهای او را متکبرانه یکجا زیر سؤال می‌برند، به رؤیای خود جامه عمل پوشاند و از طریق آن هدف بزرگتر خود را در تلاش برای درک بهتر از جهانی که در آن زندگی می‌کنیم و دیدن زیبایی زمین بدون مرز را محقق ساخت و به همین دلیل است که نام انوشه انصاری و خانواده او برای همیشه در دل کتاب تاریخ پیشگامان فضا ثبت خواهد شد و این افتخاری برای ایرانیان است که او از این آب و خاک است ( که حتی در غیر این صورت هم باز چیزی از اهمیت سفر او برای ما کم نمی‌شد )

زمانی که تحت فشارهای گوناگون اعلام شد پرچم ایران از بازوی او حذف خواهد شد بار دیگر برخی که همواره موجودیت خود را در نقد دیگران می‌دانند بر او تاختند اما او بدون آنکه مجبور باشد، بر زنجیره قوی که او را با وطنش و فرهنگش متصل نموده است تأکید کرد و در ویدیوهایی که از فضا به زمین فرستاد  پرچم ایران را نه بر بازو که بر تمام لباس خود حک کرد تا نشان دهد برای رسیدن به هر هدفی باید تلاش کرد.

ساعت 1:15 بامداد جمعه او به همراه 2 فضانورد همراهش سوار بر سایوز از ایستگاه بین‌المللی فضایی جدا شدند تا راه سخت تا زمین را در پیش گیرند با این امید که بتواند دوباره نه تنها خود به ایستگاه باز گردد بلکه بتواند کمک کند تا مردم بیشتری این تجربه ممتاز را درک کنند.

همیشه فرود سفاین سرنشین‌دار دلهره‌آور است به خصوص اینکه سایوز با سرعتی سرسام آور در حالیکه همانند گلوله‌ای از آتش گداخته شده باید وارد جو شود و اندکی خطا می‌تواند فاجعه‌ای به همراه داشته باشد. ساعت 4:25 گروه نجات در شمال قزاقستان اعلام کرد سایوز را همچون شهاب درخشانی در آسمان می‌بیند در همان حال مایکل لوپز آلگریا از عرشه ایستگاه خبر داد توانسته است ورود سایوز را چون شهابسنگی درخشان و سوزان در ورود به جو زمین ببینید. در حالیکه دمای بیرون فضاپیما تا حد غیر قابل باوری افزایش یافته بود سرنشینان آن فشار وحشتناک ورود را تحمل می‌کردند. سرانجام ساعت 4:34 چترهای نجات در 2 مرحله باز شدند تا سرعت فرود را کم کنند و اندکی بعد موتورهای کوچکی برای ثانیه‌ای روشن شد تا سرعت را برای نشستن بر زمین کاهش دهد.

ساعت 4:43 دقیقه سرانجام سایوز به زمین نشست و گروه امداد خود را سریعاً به محل رساند. بررسی شرایط تا ساعت 5:15 ادامه یافت تا اینکه سرانجام در کپسول سایوز کنار زده شد و 3 فضانورد از درون آن بیرون کشیده شدند.  آنها بلافاصله برروی صندلیهای کوچکی قرار گرفتند که به آنها اجازه می داد تا خود را با شرایط جاذبه زمین تطبیق دهند. یک دسته گل بزرگ ،یک سیب و یک قهوه که در سرمای صبحگاهی قزاقستان به فضانوردان داده شد آنها را به شرایط طبیعی برگرداند اما برای انوشه سورپرایز بزرگتر حضور حمید ، همسرش در کنار کپسول بود مقامات اجازه داده بودند حمید نیز به جمع استقبال کنندگان برود تا انوشه در بدو ورود با چهره‌ای آشنا روبرو شود. (انوشه انصاری در خانه)

بعد از چند دقیقه تیم پزشکی فضانوردان را به قرنطینه کوتاه مدتی برد تا آزمون‌های اولیه پزشکی صورت گیرد و بلافاصله بعد از آن استقبالی رسمی در قزاقستان که با هدیه دادن یک لباس قزاقی همراه بود پی‌درآمد استقبال بزرگتردر مسکو بود.

اینک سفر 11 روزه انوشه انصاری به پایان رسیده است اما همانگونه که خود گفت این آغاز راه است. او که تا پیش از این به دلیل طرح هایش نام خود را در زمره پیشگامان صنایع فضایی غیر دولتی قرار داده با نشان دادن مهارتهای خود در این سفر و با جلب اعتماد مراجع رسمی فضایی با قدرت بیشتری به جلو خواهد رفت. از هم اکنون طرح جایزه ایکس برای سفر به مدار، ماه و مریخ در دستور قرار دارد و  طرح بندرگاه‌های فضایی و سفینه های زیر مداری خصوصی توسط انوشه و خانواده‌اش پیشبرده می‌شود.

تاریخ بار دیگر در یکی از فرازهای مهم خود نام یکی از ایرانیان را بر تارک خود ثبت کرد. نه فقط به این دلیل که نخستین فضاگرد زن، نخستین ایرانی عازم فضا و نخستین بانوی مسلمان عازم مدار زمین بود که انوشه کاری کرد که هیچ توریست فضایی نکرده بود برخلاف عقیده برخی، او این موفقیت را نه به راحتی که در محیط سرشار از رقابت غرب به دست آورد و ثابت کرد می‌شود حتی در میان غولها رشد کرد. اینک نوبت دیگران است که رؤیای بزرگ خود را تجسم کنند و با عمل خود الهام بخش دیگران و دگرگون کننده جهانی باشند که درآن زندگی می‌کنند. اما فراتز از همه دست‌آوردهای علمی انوشه، شاید بتوان این جمله انوشه را بهترین دست‌آورد سفر او نامید:

« از اینجا نمی‌توان هیچ مرز، خشونتی و بدی روی زمین دید، همه چیز در این سیاره آبی، زیبا و زنده به نظر می‌رسد. ای کاش همه این منظره را می‌دیدند و در حفظ این زیبایی می‌کوشیدند.»
 

منبع:http://www.spacescience.ir

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد